تبلیغات
Mσнαммαɗ + Sєριɗєн - 26 / اسفند / 94
26 / اسفند / 94
چرا اینا انقد من و اذیت میکنن؟ 気持ち のデコメ絵文字
تو نبود محمد رسما زرتم در اومد! خیلی کار میکشن ازم مامانم اینا!
بابام دیروز گفت برو چای بذار دم بیاد! گفتم عــــه شما مگه مهمونین؟! میرن ناهارشونو میخورن میان چای هم میخوان حالا! میگم یه وقت ما رو شرمنده نکنین باباجان! میخنده میگه من میرم هتل اونجا به حامد میگم حامد چای بیار حامد آب بیار! اینجا به کی بگم؟ باید به تو بگم دیگه!
بابام جایی که بعنوان گروه موزیک کار میکنه، یه مستخدم داره اسمشم حامده! خو اون کارشه! کار منه مگه برات چای بیارم؟悲しい のデコメ絵文字 نه اصن مگه من حامدم؟泣く シリーズ のデコメ絵文字 نمیشه غر نزد تو این یه مورد! 顔文字 のデコメ絵文字
______________________________

دیروز زیاد خوش نگذشت! http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_sad.gif مامانم بیرون بود! بابامم ساعت 6 رفت سر کار!
من و آبجیمم نشسته بودیم تو خونه همدیگه رو نگاه میکردیم! http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif
دیدیم از کوچه سر و صدا میاد، رفتیم یکم تو کوچه موندیم و توسط بچه محل های بیشعور کَر شدیم! بعد اومدیم خونه! بابام که ساعت 12 شب اومد، گفت تالار پاسارگاد امشب برنامه آتیش بازی داشت، بریم؟
من: دیگه تموم شد خو! 気持ち のデコメ絵文字
آبجیم: آره بریم بریم!
مامانم: بریم ولی من سرم درد میکنه!
من: بابا بارونم داره میاد! نیگا!
خلاصه از اونجایی که خیلی به حرف من اهمیت میدن، رفتیم همون تالاره! یخورده آتیش روشن بود و یه صدای ترق تروقی هم میومد! با اینکه نم نم داشت بارون میومد! هرچی سیگارت و کپسولی برام مونده بود اونجا زدم رفت!
خیلی خفن بود! دختر پسرا باهم! جای محمد خالی! ハート のデコメ絵文字 من چقد پروئم! http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_mrgreen.gif اینم عکسای اونجا! کلـــیک  کلـــیک  کلـــیک

+لیلا جونیمم وب زده!
゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字 تو لینکام هست! بهش سر بزنین لدفن!
با سپاس!

[ چهارشنبه 26 اسفند 1394 ] [ 10:36 ق.ظ ] [ ❤ᔕᙓᑭIᗪᙓᕼ❤ ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب
نمایش نظرات 1 تا 30
?