تبلیغات
Mσнαммαɗ + Sєριɗєн - 5 / فروردین / 95
5 / فروردین / 95
سلااااام خوبین؟ از Emoji INCO
امروز چندمه؟ پنجم؟ آره آفرین ماهگردمونه! パンダ のデコメ絵文字
ماهگردمون مبارکــــــــاز Emoji از قلبـــــــــ
بریم ادامه کلی بحثای داغ آوردم!
____________________________________________________

دیشب رفته بودیم عروسی!
من و آبجیم ملیسا و مامانم! نشسته بودیم! که بین حرفامون یهو بحث محمد شد!
مامانم: عکس من و به اون جونور (منظورش محمدمه! با عرض تاسف) نشون دادی؟
من: آره! جونور؟!!!! 気持ち のデコメ絵文字
مامانم: آره! کدومو؟
عکسی که با مامانم گرفته بودم و بهش داده بودم و بهش نشون دادم!
من: اینو!
مامانم: چه خوشگل افتادم! چی گفت؟
من: گفت بهش نمیخوره یه دختر شونزده ساله داشته باشه! زرت و زرتم میگفت خوشگله!
مامانم: وای راست میگی؟
من: آره!
مامانم: راست میگفت دیگه!
من: 気持ち のデコメ絵文字
از اونجایی که عروس ترک بود، بحثمون سر ترکا و شمالیا بود!
مامانم: ترکا خوبن!
من: ینی چی؟ 気持ち のデコメ絵文字
مامانم: از گیلانیا بهترن!
من: برا چی؟ 気持ち のデコメ絵文字
مامانم: خب اونا انسان ترن! الان دور و برم هرچی ترک میشناسم آدم خوبیه! گیلانیا چی!
من: ههههه باشه بهش میگم! 気持ち のデコメ絵文字
آخه آقامونم ترکه! تا اینو گفتم مادرجان چش غره رفتن و نیشگون بسیار دلنشینی نثار بازوی بنده کردن! 気持ち のデコメ絵文字
بحث بعدیمون سر این بود که ازدواج خوب نیست! عروس دکتر بود و خونه داشت خودش! اما پسره باد هوا! کوفت نبود و کوفت نداشت!
مامانم: الان ببین اعظم و حروم کردن! آخه اون پسره اردک چیه دادن بهش! حیف شد بچه!
من: آره! ولی همه چی که به قیافه نیست! 気持ち のデコメ絵文字
مامانم: مثلا چیکا میخواد بکنه براش؟ پول آنچنانی داره؟
من: من نمیدونم! ولی همه مثل هم نیستن! شوهر داریم تا شوهر!!! 気持ち のデコメ絵文字
مامانم: بروووو! پررو! همه یجورن! 顔文字 のデコメ絵文字
من: نچ!
مامانم: تو باید درس عبرت بگیری از اعظم! بشین خونه درستو بخون! شوهر میخوای چیکار!
من: شوهر دوست! 気持ち のデコメ絵文字
مامانم: خاکِ می سر (خاک تو سرم)
من: چیــــــــه؟ 気持ち のデコメ絵文字
مامانم: پس هر وقت داری میری خونه شوهرت هرچی پول برات خرج کردیم و درس بخون کار کن درار! بعد هرجا میخوای بری برو!
من: چرا خودم درارم؟ اون در میاره دیگه!
مامانم: اون نمیتونه!
من: میتونه! وارد جزئیات نشو!
مامانم: عه! نه کار داره! نه چیزی!
من: تو مگه میدونی؟
مامانم: بچه کجاس؟
من: تهران
مامانم: پس بگو هی تهران تهران میکردی! هی میگفتی بریم تهران!
من:

مامانم: کوفت! بری بهش زنگ بزنی بهش بگی من فلان جام بیا من و ببین!
من: آرهههه

مامانم: کوفت!ینی میری تهران؟
من: آره! آخ میدونم دلت برام تنگ میشه! دیگه چه میشه کرد! 気持ち のデコメ絵文字
مامانم: نه! برو خوش بگذره! هستی مگه کجایی چیکار میکنی! همیشه تو اتاقتی دیگه! بازم تصور میکنم تو اتاقی!
من: عه ماماااااان! دلت تنگ شه خو! 気持ち のデコメ絵文字
مامانم: نمیشه! برو!
و منِ پرروئی که ساعتمو نگاه میکنم و میگم: الان؟ آخه الان یخورده دیر وقته! مامانش اینا هم نیستن!
مامانم: وای درد نگیری!゜*きゃわ*゜ のデコメ絵文字 الان نگفتم که! کجان؟ اونور آبن؟
من: پس، فردا میرم! حالا که اجازه دادی! نه بابا! خودش اونور آب خیلی میره! مامانش اینا رو خبر ندارم والا!
مامانم: نمیتونه!
من: میتونه!
مامانم: تا قبل سربازی نمیتونه پسر بره اون طرف!
من: کی گفتـــــــــــــه؟ این یه مدل دیگس!
مامانم: چه مدلیه؟ میگم نمیتونه! هر مدلی باشه!
من: اگه بگم بازیکن تیم ملی فوتبال نوجوانانه چی؟
مامانم: دروغ میگه!
顔文字 のデコメ絵文字
من: نـــــــــــه! عکسشو نشون بدم؟
همین موقع اومدم عکسشو نشون بدم و ثابت کنم که فوتبالیسته دوست مامانم اومد نشست کنارش!
بعدش که رفت دیگه من چیزی نگفتم! داشتم به محمد اس میدادم، که گفت: چی شد؟ اس داد؟ چی میگه؟
من: اوممم هیچی! گرمه نه؟
مامانم: عکسشو بیار ببینم!
یکی از عکسای تو زمین و بهش نشون دادم که گفت بچس و منم گفتم خودتی!
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif
بعدی هم یکی از عکسای تولدشو نشون دادم! که گفت نچ خوشم نیومد!
من: تو نباید خوشت بیاد که!
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif
مامانم: چند سالشه؟
من: 17
مامانم: قیافه نداره! ولی بقول خودت همه چی به قیافه نیست! مهم اخلاق و رفتاره! شخصیت!
مامان ما تو عمرش یه حرف درست زد اینم جمله بالا بود! کِیف کردم!
اصن محمد هرجور میخواد باشه! یکی بگه زشته اینجوریه اونجوریه!
از دید من خوشگله! به دل من نشسته! حالا بقیه هرچی میخوان بگن! البته نظر مامان جان قابل احترامه!
بعدشم گفت: اون رفته بود ازبکستان هی آمار میگرفتی از من؟
من: اوهوممم http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_lol.gif
مامانم: برا من سوغاتی چی آورد؟
من: مامااااان! برا من چیزی نیاورد که!  http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif
مامانم: بگو مامانم ازت انتظار داره ها! حتما باید بهش بگی! خودش نمیدونه؟
مادر است دیگر! انتظار های همچین تپل مپل داره! http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_mrgreen.gif
یه تشکر ویژه میکنم از حافظم که یاری کرد این مکالمه ها رو بنویسم! هرکی دورمه میدونه آلزایمر دارم!
بعد رقص چاقو داماد که پیشونی عروس و بوسید، منم دلم خواست!
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_sad.gif ایشالله وصال همه عاشقا

[ پنجشنبه 5 فروردین 1395 ] [ 02:01 ق.ظ ] [ ❤ᔕᙓᑭIᗪᙓᕼ❤ ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب
?