تبلیغات
Mσнαммαɗ + Sєριɗєн - 11/ اردیبهشت / 95
11/ اردیبهشت / 95
سلام
خوبین؟
ハートだよ。1つ のデコメ絵文字
بعد مدت ها اومدم سلام کردم!
امروز از طرف مدرسه بردنمون نمایشگاه کتاب و منم نتونستم جلوی خودمو بگیرم!
شیفته کتابم! اسیرشم ینی! همه رو زیر و رو کردم! حتی شعرای بچگونه! آخرشم یه رمان برداشتم که خیلی هم دوسش دارم!
ایناهاش کلـــیک
حالا این یه طرف، دو تا رمان انگلیسی که عموم برام خرید یه طرف!
حس خوب ینی بیای خونه ببینی دو تا کتاب تپل مپل رو میزته! عاشقشون شدم!
゜*はーと*゜ のデコメ絵文字
ایناهاش  کلـــیک
کلا علت این همه علاقه رو نسبت به رمان و رمان نویسی نمیفهمم!
خیلی ولخرجم و مامانم همش دعوام میکنه! وقتی بهش میگم مامان امروز یه کتاب خریدم انقد خوبه! میگه چی هست؟ رمانه؟ ذوق میکنم و میگم آره!
خدا رو شکر دعوام نکرد برعکس لبخندم زد چون خودشم کتاب دوسته و دوس داره منم بخونم!

بریم ادامه
امروز اولین امتحان ترم و دادیم! اونم ادبیات!
قبل اینکه معلم بیاد کلاس، کلاس وحشتنـــــاک شلوغ بود!
یه سری داشتن وسط کلاس میرقصیدن و میزدن تو سر و کله هم! 
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif
یه سری دنبال نمونه سوالا بودن!  http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif
یه سری داشتن معنی شعر و کلمه ها رو روی تخته بعنوان تقلب مینوشتن!  http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif
یه سری داشتن لقمه کوفت میکردن!  http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif
یه سری هم که شامل من و سارا و لیلا و کمند و محدثه میشه، داشتیم میخوندیم و وسطاش حرف میزدیم میخندیدیم! http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_biggrin.gif
داشتم با صدای بلند میخوندم: خب حالا تاریخ ادبیات! علامه محمد باقلا..
میخواستم بگم علامه محمد اقبال لاهوری که باقلا از دهنم در رفت و در حد مرگ خندیدیم!
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_mrgreen.gif
محدثه از اون سر کلاس: بچه هااااا فقط عنصر المعالی قرن پنجمه!
من: نــــــــــــــــــــــه! امام محمد غزالیم هست! 
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif
شقایق: بچه ها من تعریف فعل ها یادم نمیاد! (همونجور که روی میز معلم لم داده و لقمشو میخوره!)
سارا: سپیده! آنتوان دوسنت اگزوپری شاعر قرنِ؟
من: چی؟ صدات نمیاد! 
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif
سارا: دوباره اسم به اون درازی و بگم؟!
من: هرچی میگی خودتی! نمیشنوم! 
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif
لیلا: من نمیتونم اسم اینو حفظ کنم باید رو دستم بنویسم!
کمند: بچه ها بچه ها جای خالی مشبه به میشه! صحیح غلطم میشه صحیح!
کیمیا: وای من هیچی نخوندم!
من: من یکی این تاریخ ادبیاتو میرینم
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif
و داستان همچنان ادامه دارد!
هنوزم از بس جیغ کشیدم گلوم میسوزه!
برام عجیب بود ده دقیقه قبل امتحان کلاس اونقد شلوغ باشه و هیشکی هم نخونده باشه! چون کلاس ما بچه هاش همه خرخونن!

حالا وقتی برگمو دادم و رفتم سر جام نشستم! سارا پشتم میشینه! از فضولی اینکه جوابام درسته یا نه کتاب باز کردم ببینم درست نوشتم!
سارا: پیس! سپیده! چه وابسته پیشین صفت تعجبی میشه؟
من: چی؟ (کلا کَرَم!)
سارا: میگم چه وابس...
معلم: سپیده یه نمره ازت کم میشه!
من: عــــــــــه خانوم نگفتم بهش! خودش پرسیـــــد!
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_surprised.gif
سارا: آره خانوم چیزی نگفت!
بعد امتحان سارا اومده میگه خاک تو سرت دیگه لو نمیدادی من پرسیدم ازت که! حالا جیغم میکشه همه بشنون!
خوب کردم! نکردم! من آدم فروشم؟
خلاصه امروزمو دوست داشتم! امتحانمم عالی دادم! 
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_lol.gif

[ شنبه 11 اردیبهشت 1395 ] [ 06:55 ب.ظ ] [ ❤ᔕᙓᑭIᗪᙓᕼ❤ ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب
نمایش نظرات 1 تا 30
?